امروز شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷
:
   
   
مهارت های افزایش نفوذ کلام

هدف ما از زندگی عبادت و کمال است که در گروی ارتباطی موثر، مودبانه و عقلانی با خدا و مخلوقاتش شکل می گیرد. بنابراین توانایی برقراری ارتباط...

متن کامل

 

مهارت های کنترل هیجان

امام باقر(ع): «طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذت آمیخته شده است؛ جز آن که در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را...

متن کامل

 

مهارت های کنترل و مدیریت بحران
روش تبلیغ (چاپ نهم)

رشد و گسترش روش های تبلیغ، ضرورت بارز جامعه فرهنگی ماست. آشنایی با اصول، مبانی و روش های صحیح تبلیغ خاصه در دهه های اخیر به مسئله ای...

متن کامل

 

کانال تلگرام

جهت رسیدن به پاسخ سوالات خود در زمینه های مهارت های زندگی، سبک زندگی، مسائل تربیتی و اخلاقی، خانواده و مشاوره های روانشناسی توسط دکتر...

متن کامل

 

        
 

اصول و ارزش های حاکم بر فعالیت های فرهنگی در جمع مسئولین کانون های فرهنگی مساجد کل کشور

« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌ »

1

بحثي که قرار است تقديم‌تان کنیم اصول و ارزش‌هاي حاکم بر فعاليت‌هاي فرهنگي است.

قبل از بیان اين اصول دو نکته‌‌‌ي مقدماتي لازم است ؛ نکته‌‌‌ي اول این که شما در مسجد مي‌‌‌خواهيد کار فرهنگي کنيد و مسجد، مادر انقلاب اسلامي ايران است. وقتي مي‌‌‌گوييم مادر انقلاب اسلامي است، يعني اين انقلاب با تمام وسعت و توان‌مندي‌هاي مسجد سرچشمه گرفته است.

اگر در وقوعش معجزه‌آسا عمل مي‌‌‌کند؛ اگر پشتيباني و مديريت هشت سال دفاع مقدس موفق است؛ اگر در حضور مردم در صحنه‌هاي مختلف غوغاي جهاني می‌کند ، همگی به مدد به مسجد است که همه‌چيز در وجود اوست؛ اما خيلي ديده نمي‌‌‌شود و نیازمند نگاه ویژه است.

نکته‌‌‌ي دوم اين‌که بحث فعاليت‌هاي فرهنگي بيشتر نوجوانان و جوانان را در نظر دارد و تنها مقداري از آن براي کودکان و ميان سالان به بالا است؛ لذا کار فرهنگی برای جوان و نوجوان مهارتی خاص می‌طلبد و باید ظرافت‌های مخصوص به آن که خاص صفات فوق‌العاده جوانی و نوجوانی است در نظر گرفته شود.

و امّا بحث اين است که ما بناست کار فرهنگي بکنيم. کسي که کار فرهنگي در چنين جايگاهي مي‌‌‌کند، بايد ویژگی‌هایی داشته باشد. به چند ویژگی اشاره مي‌‌‌کنم ؛

اولين ویژگی اين است که چنین شخصی می‌بایست از نظر معلومات ؛ دايرةالمعارف باشد، چون اگر مجموعه‌اي از معلومات‌ را در اختیار نداشته باشد، در پيچ و خم‌هاي کارهای فرهنگي مي‌‌‌ماند.

ویژگی دوم اين است که باید بسيار صبور باشد. در غیر این صورت زود از پاي در مي‌‌‌آيد و از کوره در مي‌‌‌رود و صحنه را خالي مي‌‌‌کند.

ویژگی سوم این‌که باید با قرآن مانوس باشد تا علاوه بر این‌که هدایت خداوند همراه اوست، خارج از فطرت انسانی به کار فرهنگی نپردازد.

صفت چهارم این است که از اخلاق کاربردی و حرفه‌ای آگاهی داشته باشد و آن‌ها ار به کار ببرد؛چون هر یک از این دو نوع اخلاق برای جذب نوجوان و جوان ضروری است.

فصل پنجم این است که نسبت به عبادات مقید باشد؛ چنان‌که توجه به کتب ادعیه خصوصا مفاتیح‌الجنان و صحیفه سجادیه از دغدغه‌های اصلی او باشد.

اصل اول : مشکل‌شناسی

اصلی که در کار فرهنگي؛ آن؛ هم در کار مساجد بايد شکل بگيرد، مشکل شناسي است. ما گروه‌ها و سازمان‌های مختلفي در اين کشور داريم که کار فرهنگي مي‌‌‌کنند؛ امّا همه آن‌ها موفق نيستند و نخواهند شد، مگر اين‌که از مسير صحیح و اصولی اين کار را به جريان بياندازند.

کار فرهنگي پيچيده‌‌‌ترين و سخت‌‌‌‌ترين و ظريف‌‌ترين کار بشريت است.از همین رو خداوند متعال اين کار را به دست افراد عادي نسپرده و براي دينش 124هزار پيغمبر را ‌‌‌آورد و براي تکميلش 14 معصوم مي‌‌‌آورد که همه‌ چيز در ید قدرت خداوند باشد. حتي نفس کشيدنشان هم که بنا است فرهنگي باشد در دست خداست، چرا که به واسطه‌‌‌ي اين‌که ما مي‌‌‌خواهيم پيرو ايشان باشيم، با انسان روبرو هستيم و انسان موجودی پيچيده است تا جايي که بالاتر از ملائک قرار مي‌‌‌گيرد. ما گاهي به اشتباه گمان مي‌‌‌کنيم فلان شخص به قدری خوب است که مثل فرشته‌هاست، در حالی که ما معتقديم که دستور خدا به ملائک این بود که بر انسان سجده کنند؛ يعني اي انسان تو آنقدر ارزش داري که بايد ملائک بر تو سجده بکنند.

کار فرهنگي در مساجد مي‌‌‌خواهد انسان را در مسجدی تربیت کنند که جایگاه برتر از ملائک خود را بشناسد؛ زيباتر از آن‌ها نگاه کنند و دليرتر از آن‌ها توکل به خدا داشته باشند.این اتفاق می‌افتد، مگراینکه مشکل‌شناسی شود.

يک نمونه کوچک‌ از مشکلات بدحجابي بانوان است. چرا نتوانستيم بعد از سي و پنج و شش سال از انقلاب اين قصه را سامان بدهيم؟ مگر نه اين‌که ائمه جمعه، ائمه جماعات، صدا و سيما، مجلات، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، نهاد رهبري در دانشگاه‌ها و عقيدتي سياسي‌ها در دانشگاه‌ها همگی کار مي‌‌‌کنيم پول خرج مي‌‌‌کنيم. معلوم است که روشمان اشتباه است؛ ورودمان اشتباه است و کساني که کار فرهنگي مي‌‌‌کنند آموزش فرهنگي درست نديده‌اند و تخصص فرهنگي ندارند.

مثلاً‌ خانمي که نصف روسريش عقب مي‌‌‌رود،به اين معنا نيست که به جنس مخالف چراغ سبز نشان بدهد، ابداً. اگر بررسی کنید از يک ميليون نفر چند نفر ممکن است انگیزه‌ی جنسی داشته باشند . مابقي دنبال چيز ديگري هستند که به خودشان مربوط است، نه به طرف مقابل. باید دقت کرد. او احتمالا به دنبال محبوبيت است نه محبوبيتي براي غريزة جنسي، بلکه دنبال مقبوليت است، نه از طرف جنس مخالف براي غريزة جنسي. او در حقيقت دنبال موفقيت است، براي چي موفق شود؟ موفق شود که خود را به خودش بشناساند.از این‌رو ممکن است نيم ساعت بعضي‌ها دو ساعت و شنيدم بعضي‌ها سه ساعت جلوي آينه مي‌‌‌ايستند و آرایش می‌کنند. که مثلا به يک جلسه‌‌‌ي نيم ساعته برود. من گاهي از خانم‌ها سوال مي‌‌‌کنم شما که مي‌‌‌روي در جلسه‌اي که همه‌ آنها خانم هستند، نيم ساعت تا يک ساعت هم بيشتر نيست، چرا با اين همه آرايش و اين همه بد حجابي؟ آیا مرد آنجا هست که خودت را نشان بدهي که نيست مخصوصاً شما متأهل‌ها؟ آیا مجرد هستي که مي‌‌‌خواهي عروس شوي که چنین نيست. يک ذره فکر کنيم به این موضوع.

آنچه موجب مي‌‌‌شود اين بزرگواران به دام شيطان بيفتند، و اين چنين از واجب الهي سرپيچي کنند، عدم مديريت عواطفشان است. عواطف مجموعه‌اي از احساس‌هاست مثل علاقه،‌ رغبت، دوست داشتني‌ها،کينه،‌نفرت و نظایر آن است.

خانم‌ها دقيقاً به خاطر پاکي وجودشان مثل جوان‌ها هستند. اين دو را کنار هم مثال زدم به‌خاطر این‌که هر دو در ابتدا صفت پاکي دارند؛ یعنی هر دو عواطف ظریف دارند که خاصیت اصلی این عواطف ظریف این است که سريع تغيير مي‌‌‌کند.

حالا، با این اوصاف عواطف را نادیده می‌گیریم و بد حجابی را به رگبار مي‌‌‌بنديم و گاهي آن را به بی‌دینی و بی‌حجابی را نوعی بي علاقگي به ارزش‌ها، تلقی می‌کنیم که کار غلطی است. اگر بخواهيم آنها با حجاب بشوند- خيلي‌ها توانستند و موفق‌ هم شدند که تيپ‌هاي اين چنيني را با حجاب کنند و سفت‌‌تر از با حجاب‌هاي قبلي هم شدند چون يک دورة خطرناک را عبور کردند و تجربه کردند و حالت توبه‌گونه دارند- بايستي عواطفشان را استخدام کنيم که جزو اصولمان است. و سپس عقايدشان را تقويت بکنيم که عقايد هم به اين سادگي تقويت نمي‌‌‌شود، مگر از اصول مشترک اخلاق و عواطف خوب بهره بگيريم. به همين دليل پيامبر عظيم شأن مبعوث شد؛ لِاُتمَّ مکارم اخلاق. نه «اُتِّم لعقايد» نداريم.

لذا روش پيامبر و اهل بيت‌ ايشان: مثل روش ما نيست که بيايند خود آن مسئله را يک مشکل ببينند، بعد بلافاصله روي آن چکش کاري بکنند بلکه ريشه‌‌‌ي آن مشکل را شناسایی می‌کنند و سپس برروی بحث می‌کنند.

لذا اگر شما گلويت درد بگيرد، خدمت پزشک می‌روید. اما چنین نیست که او بلافاصله آموکسي‌سيلين یا آمپی‌سیلین بنویسد چون هر کدام از اين دو دارويي که عرض کردم متناسب با نوع ويروس است. بايد ببيند که اين بيماري از کدام ويروس نشأت گرفته يا از کدام عفونت نشأت گرفته است.

ما از همان اول داروها مي‌‌‌نويسيم. کدام پزشک حاذقي تا تشخيص نداده، دارو می‌نویسد؟

البته، کار فرهنگی بسیار ظريف است و کار فرهنگي بر تمام کارهاي ديگر اولی‌تر است و اجر بیشتری پيش خدا دارد.

جبهه، جهاد، سرپرستی يتيمان و ساختن مسجد هیچ کدام ارزش کار فرهنگي را ندارد.

پيامبر عظيم الشأن اسلام از جایی عبور مي‌‌‌کردند و عده‌اي در حال ساختن مسجد بودند حضرت فرمودند خدا قوت و رد شدند عده‌اي داشتند چشمه پاک مي‌‌‌کردند فرمودند خداوند قوت کمک مردم است و رد شدند عده‌اي خرما براي ايتام بسته بندي مي‌‌‌کردند، فرمودند خدا قوت و رد شدند. به جایی رسيدند که کسي نشسته بود و فرهنگ قرآني را مطرح می‌کرد فرمود: اني بعثت معلما و نشستند. کار اصلي در نظر پیامبر فرهنگ سازي بود. اگر فرهنگ ساخته شود، مردم خودشان مسجد مي‌‌‌سازند، ايتام را سرپرستي مي‌‌‌کنند، مستضعفان را سرپرستي مي‌‌‌کنند و کمک به راه و آب آشاميدني مي‌‌‌کنند.

پس کار فرهنگي درست مادر همه‌‌‌ي درستي‌ها و ارزش‌هاست. اگر مي‌‌‌خواهيد سياست درست شود، کار فرهنگي مي‌‌‌خواهد؛ اگر مي‌‌‌خواهيد سياست مداران، وکيلان، وزيران، مديران کل، اسلامي عمل کنند کار فرهنگي نیاز است.

دوستان! مشکل شناسي اين نيست که بگوييم مشکل فرهنگي چيست؟ بد حجابي! خود بد حجابي چرا ايجاد شده؟ يک کار تخصصي نیاز است و باید بدانیم از کجا این کار را شروع کنیم. مثلاً چرا مردم غيبت مي‌‌‌کنند، چرا دروغ مي‌‌‌گويند؟ يعني واقعا نمي‌‌‌دانند «الغيبتُ اشد من الزنا. »

همان پيغمبري که فرمود زنا حرام است، فرمود: «غيبت بدتر از زناست.»

پيغمبر يک گام عمیق‌تر براي دروغ بر مي‌‌‌دارد؛ چرا که در سوره زمر آيه 3. آدم دروغ گو هدايت‌پذیر نيست. حال باید از خود بپرسیم که براي يک جوان چه کاری میکنیم تا دروغ را از او دور کنیم؟ چطور مي‌‌‌توانيم هدايتش کنيم؟

کسي که دروغ مي‌‌‌گويد رها شده از سوي خداست و خدا و پیامبر و معصومین دستش نمي‌‌‌گيرند.

پزشک حاذق کسي است که درد را خوب بشناسد. اگر من سرم درد مي‌‌‌کند، پزشک باید بفهمد که منشاء سر درد من ميگرن ، بد خوابي، سرماخوردگي و یا تومور است؟ تا آن را بدیهی است که با چهارتا استامينوفون مي‌‌‌توان سرماخوردگي را درمان کرد، اما نمي‌‌‌شود تومور را درمان کرد.

لذا مشکل شناسي يا آسیب‌شناسی را به پزشک آموزش دادند يا سي تي اسکن مي‌‌‌کند يا آزمايش خون مي‌‌‌گيرد و يا از پاتولوژي براي مشکل شناسي استفاده می‌کنند.

براي کار فرهنگي به طريق اولی ابزار به ما داد. که مشکل را بشناسيم.

اصل دوم: ارتباط

در هر ارتباطی سه نکته مهم وجود دارد:

1. هر کاري که انجام بگيرد، مستلزم ارتباط است نگاه چشم ،حرکت دست ، لبخند ،اخم و امثالهم یک نوع ارتباط است. کار فرهنگي دقیق است و باید مراقب باشیم و اصولی را رعایت کنیم تا ارتباطی موفق آن کسي که مي‌‌‌خواهيم برا یش کار فرهنگی انجام دهیم داشته باشیم.

2. نحوه‌‌‌ي ارائه‌‌‌ي پيام هميشه در نحوه‌‌‌ي دريافتش تأثير مي‌‌‌گذارد.

3. در یک ارتباط واقعی، منظور گوینده یا عامل، برای مخاطب اهمیت ندارد، بلکه مهم این است که او چه برداشتی از حرف یا عمل ما دارد. صرف نیت کافی نیست؛ ظاهرش نیز باید درست و جذاب باشد.

اصل سوم: استخدام عواطف

اگر ما بتوانيم عواطف را استخدام کنيم، تمام وجود شخص را به کار گرفتيم. او خوب گوش مي‌‌‌کند و سپس خوب فکر مي‌‌‌کند . اگر نتوانستيم عواطف را استخدام بکنيم خودش اينجا و ذهنش جاي ديگر است.

آرام آرام هم صحنه را ترک مي‌‌‌کنند و نمي‌‌‌ايستند. جمعيت صد نفرمان مي‌‌‌شود پنجاه نفر، و بيست نفر مي‌‌‌شود ده نفر.

يک قاعده‌ای وجود دارد. هر وقت ديديد جمعيت‌تان کم شد؛ يعني چند اصل را قطعا نتوانستيم عمل کنيم. برای هر نوع یاد دادن باید از این اصل کمک گرفت؛ چون برای یاد گیری باید فرمولی رعایت کرد که اولین مرحله آن رعایت و جذب عواطف است. فرمول یادگیری عبارت است از : اول رغبت، دوم دقت، سوم يادگيري و چهارم معرفت.

بنابراین اگر بنا است به اصل يادگيري عمل کنیم تا آن عواطف خوب استخدام شده باشد و ماندگار بماند اول بايد مرحله‌‌‌ي رغبت را اجرا کنیم: زیرا تا رغبت نباشد و به تعبيري علاقه نباشد، دقت نیست و اگر دقت نباشد یادگیری نیست و نبود یادگیری یعنی نبود معرفت.

چطور رغبت ايجاد کنيم

براي ايجاد رغبت دوستان جوان استفاده از صوت تأثیرگذار است، مثل سرودي که خوانده می‌شود، تواشیحي که خوانده مي‌‌‌شود. يکي دیگر تصويرهاي خاص است که جاي بحث خودش دارد کار هنري خاص خودش را مي‌‌‌طلبد و دیگر اینکه ایجاد هيجان‌هاي رفتاري می‌تواند منجر به ایجاد رغبت شود.

هيجان‌هاي رفتاري

زمان دفاع مقدس يک تپه در جبهه‌هاي غرب بود که وضعیت خاصی داشت و دست دوستان رزمندگان خودمان بود.عده‌ای برای آن جنگیدند و با چند شهيد و زخمي عقب نشيني کردند روحاني بزرگوار و جواني بود که تازه ريش درآورده بود. گفتند مي‌‌‌تواني معرکه بگيري؟ گفت چطور؟ گفتند اين تپه اگر تا شب دست آن‌ها باشد کل اين منطقه ديگر از دست رفته گفت مي‌‌‌گيرم.

او معرکه گرفت رفت از حضرت زينب3 شروع کرد که کي بود و چه خطبه‌اي خواند حرف ديگري نزد. معرفي حضرت زينب و يک تير و هزار نشان بود.

اين جمعيت لت و پار شده که يکي دستش زخمي شده يکي پایش زخمي شده يکي سرش زخمي شده و نااميد برگشته بودند و تعدادشان هم بود، است ناگهان هجوم بردند و تپه اول را گرفتند، تپه‌‌‌ي دوم را گرفتند و در نهایت تپه‌‌‌ي سوم را گرفتند که چند صد متر بالاتر بود.

خدا رحمت کند شهيد بروجردي و شهيد همت آمدند و گفتند که چي بود؟ گفتند:« گرفتند.» سريع سر به سجده گذاشتند و هر دو گفتند ما روش این پیروزی را مي‌‌‌خواهيم.عرض شد خدا انسان‌ها را در طول تاريخ اينطوري ساخته است که وقتی عواطفشان به يک جايي گره مي‌‌‌خورد، نه جان مي‌‌‌شناسد و نه مال؛ قدرتش چندين برابر مي‌‌‌شود. خدا در وجودش غده آدرنالين قرار داده که بالا مي‌‌‌آيد و قدرتش را چند برابر می‌کند. مگر مي‌‌‌توان تصور کرد که اين صندلي و ميز را که آدم عادي نمي‌‌‌تواند خيلي پرتش کند، وقتي کسی عصباني بشود با قدرت پرتش مي‌‌‌کند.

لذا من بارها و بارها گفتم که با دو گروه روبرو نمي‌‌‌شوم: وقتی علاقه به چیزی باشد، قدرت چندین برابر می‌شود. يکي عاشق يکي معتاد. چون عاشق تا آن علاقه‌اش را به هم نزند نمي‌‌‌توان به او چيزي فهماند و محال است. به لحاظ علمي ،روانشناسي و زيست شناسي میتوان ثابت کرد که اين علاقه‌ سبب می‌شود که نتوان چيزي به او فهماند که دست بکشد. در دنيا هم اين انگیزش را انجام می‌دهند نه فقط در ايران، در خيلي از کشورها.

آدم معتاد هم تا علاقه و اراده‌اش دست کاري نشود، محال است تأثیر بپذیرد.

دوستان بناست کار فرهنگیِِ ديني بکنيم، اگر بناست اين کار را بکنيم. اول رغبت دوم دقت سوم يادگيري.

زمانی در آموزش پرورش منطقه چهارده تهران [آن‌هايي که تهراني هستند بررسي کنند ببينند درست است يا نه] واقعه. همه آموزش پرورشي‌هاي ستاد تربیتی بودند. براي اينکه بهشان بفهمانيم آقا اول رغبت دوم دقت است و بعد يادگيري حواسمان باشد همان اول نرويم براي ياد دادن.این دوران مصادف بود با زمانی که زی زی گولو از تلویزیون ایزان پخش می‌شد.

نمی‌توان همان اول شروع مي‌‌‌کنيم به سخنراني، همان اول شروع مي‌‌‌کنيم به کلاس.تا رغبت ايجاد نکنيم گفتم فایده‌ای ندارد. بنابراین گفتیم هر کس شعر زي زي گولو بلد است شعرش را بخواند من او را سوريه مي‌‌‌فرستم. آن موقع سوريه رفتن به اين سادگي نبود هر کسي تلاش مي‌‌‌کرد برود حضرت زينب3 را زيارت کند. مي‌‌‌دانستم هيچ کس بلد نيست من هم با ادعا گفتم تا بيست نفر مي‌‌‌فرستم. ديدم هيچ کس نمي‌‌‌تواند بگويد. گفتم حالا آن پنج شش‌ بچه‌اي که آنجا بازی می‌کنند بیایند.

گفتم بخوانيد ببينم. از اول تا آخرش را خواندند. گفتم مي‌‌‌دانيد چرا این‌ها کامل خواندند؛ چون اين‌ها رغبت داشتند. پاي تلويزيون نشستند، بعد دقت کردندو ياد گرفتند.

پس وقتی از اصل ارتباطات بحث مي‌‌‌کنيم، بايد اصل استخدام عواطف را در نظر بگیریم.

اصل چهارم :عوام فهم و خواص پسند بودن: پیام تبلیغی

اصل بعدي را پی‌میگیریم که شايد مهم‌‌تر از همه‌‌‌ي اصل‌هايي است که عرض کردم. «عوام فهم و خواص پسند و فراگير بودن فعاليت فرهنگي است». يعني چه؟ گاهي يک بحثي که مطرح مي‌‌‌کنيم از نظر معلوماتي خوب است، اما اگر همه فهم نباشد و از طرفی اهل تخصص بر صحت و درستی آن صحت نگذارند تاثیرگزار نمی‌شود، لذا باید مطالب را طوری بیان کنیم که در زندگی مردم دیده شود و برای آن‌ها ملموس باشد. البته برای توضیح این اصل مطالب زیادی است که انشاءالله باید در وقتی دیگر بحث شود.

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

تصاویر اسلاید

محبوترین مطالب